free a voluntary معنی فارسی فاعل مختار واژههای دیگر با معنی «فاعل مختار» having free will فاعل مختار، ازادکار free agent فاعل مختار libertarian (کسي) که انسانرا فاعل مختار ميداند، طرفدار فکر و رفتار آزاد