دیکشنری فارسی

free agent

معنی فارسی

فاعل مختار

معنی کامل و مثال‌ها

● (ورزش حرفه‌ای امریکا) ورزشکاری که (قراردادش سرآمده و) می‌تواند با تیم‌های دیگری برای پول بیشتر قرارداد ببندد، بازیکن آزاد

تعریف انگلیسی

noun
  1. (sports) a professional athlete who is free to sign a contract to play for any team
  2. someone acting freely or even irresponsibly

واژه‌های دیگر با معنی «فاعل مختار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن