دیکشنری فارسی

freshest

UKfreʃist US'freʃəst

معنی فارسی

تازه خنک شيرين بي نمک روشن سرخوش خام نا آزموده آغاز

واژه‌های دیگر با معنی «تازه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن