دیکشنری فارسی

froufrou

معنی فارسی

خش خش حاشيه دوزي حشو وزوائد. تفاخر تجمل زيادي ناز و کرشمه

معنی کامل و مثال‌ها

/frōō´frōō´/n.

● (صدای) خش خش (در اثر تکان یا راه رفتن کسی که دامن ابریشم پوشیده است)

● (عامیانه) تفاخر، تجمل زیادی، ناز و کرشمه

واژه‌های دیگر با معنی «خش خش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن