fruitlet معنی فارسی ميوه کوچک برچه واژههای دیگر با معنی «ميوه کوچک» tartlet نام مربايي کوچک، کلوچه ميوه دار کوچک. tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي bladdernut انواع درختان و بته هاي جنس Staphylea که، ميوه، آنها را نيام پر بادي فراگرفته است نيام hopped رازک، (درجمع) ميوه رازک رازک زدن به، رازک بار اوردن nubbin ميوه ناقص، ميوه نارس.، هر چيز کوچک و ناقص