دیکشنری فارسی

frumpy

UKfrʌmpiː US'frʌmpı

معنی فارسی

شلخته امل

تعریف انگلیسی

adjective
  1. primly out of date “nothing so frumpish as last year's gambling game”

مترادف‌ها

adjective
See frumpish

واژه‌های دیگر با معنی «شلخته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن