fugacious
معنی فارسی
زودگذر ناپايدار گريزنده زودافتنده فرار نابودشونده
معنی کامل و مثالها
/fyōō gā´shǝs/adj.
● زود گذر، گذرا، گریزگر، گریزپای
● (گیاهشناسی - گلی که کم دوام است) ناپایدار، کم پای، بی دوام
a fugacious flower
گل کم پای
مترادفها
adjective
Transitory, transient, evanescent, fleeting. See fugitive.