دیکشنری فارسی

fugacious

معنی فارسی

زودگذر ناپايدار گريزنده زودافتنده فرار نابودشونده

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō gā´shǝs/adj.

زود گذر، گذرا، گریزگر، گریزپای

(گیاه‌شناسی - گلی که کم دوام است) ناپایدار، کم پای، بی دوام

a fugacious flower

گل کم پای

مترادف‌ها

adjective
Transitory, transient, evanescent, fleeting. See fugitive.

واژه‌های دیگر با معنی «زودگذر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن