دیکشنری فارسی

fulgent

معنی فارسی

درخشان درخشنده تابان

معنی کامل و مثال‌ها

/ful´jǝnt/adj.

(ادبی) رخشان، تابان، خیره کننده، آذرخشین

واژه‌های دیگر با معنی «درخشان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن