fulgent
معنی فارسی
درخشان درخشنده تابان
معنی کامل و مثالها
/ful´jǝnt/adj.
● (ادبی) رخشان، تابان، خیره کننده، آذرخشین
درخشان درخشنده تابان
/ful´jǝnt/adj.
● (ادبی) رخشان، تابان، خیره کننده، آذرخشین
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن