full-bottomed معنی فارسی دنباله دار داراي دنباله دراز ته پهن بزرگ واژههای دیگر با معنی «دنباله دار» blazing star ستاره دنباله دار، (م.م .- مج.) هرچيزي که مورد توجه ديگران باشد. comet ستاره دنباله دار cometography شرح ستاره دنباله دار cometary وابسته بستاره دنباله دار cometic وابسته بستاره دنباله دار kohoutek ستاره ي دنباله دار کهوتک cometology گفتاردرستاره هاي دنباله دار cama ريشه، توده ابرمانندي که هسته ستاره دنباله دار، رافراگرفته است protracted کشيده، طول داده، طولاني