full-brimmed معنی فارسی لبالب واژههای دیگر با معنی «لبالب» brimful لبالب، پر bumper پياله لبالب، جام پر، سپر brimmer پياله لبالب، جام پر chock full پرشده، کيپ، گرفته brim لب، لبه، کنار brimless لب، لبه، کنار