دیکشنری فارسی

fungi

US'fʌndʒaı

معنی فارسی

گياه قارچي قارچ سماروغ گوشت زيادي

معنی کامل و مثال‌ها

/fun´jī´/n.

● جمع واژه‌ی: fungus

تعریف انگلیسی

noun
  1. the taxonomic kingdom including yeast, molds, smuts, mushrooms, and toadstools; distinct from the green plants

واژه‌های دیگر با معنی «گياه قارچي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن