دیکشنری فارسی

fungus

UKfʌŋgəs US'fʌŋgəs

معنی فارسی

گياه قارچي قارچ خايه ديس گوشت زيادي چترمار

معنی کامل و مثال‌ها

/fuŋ´gǝs/n., pl.

(گیاه شناسی)

قارچ (از گروه Eumycota - بخشی از thallophytes - کپک‌ها و زنگ‌ها و سیاهک‌ها نیز جزو آن هستند)، گولک

رجوع شود به: fungous

مترادف‌ها

noun
1. Spongy excrescence.
2. (Botany) Species of cellular cryptogam or acotyledon.

واژه‌های دیگر با معنی «گياه قارچي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن