دیکشنری فارسی

funicular

UKfjuːnikjulər

معنی فارسی

بندي بابندکشيدني

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō nik´yōō lǝr/adj., n.

● بند مانند، بند سان، بندی، بندیزه‌ای

● وابسته به یا آویخته از طناب یا سیم، طنابی، کابلی، کشیدنی (با کابل یا زنجیر و غیره)

● (راه آهنی که توسط کابل کشیده می‌شود) قطار کابلی (funicular railway هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a railway up the side of a mountain pulled by a moving cable and having counterbalancing ascending and descending cars
  2. relating to or operated by a cable “funicular railway” “Pertains to noun: cable”

واژه‌های دیگر با معنی «بندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن