furnace
UKfəːnis
US'fə:nəs
معنی فارسی
کوره تنور پاتيل درکوره نهادن گرم کردن
معنی کامل و مثالها
/fu_r´nǝs/n.
● کوره، تنور، تون، (دستگاه) گرمازا
a smelting furnace
کورهی ذوب فلزات
the furnace apparatus for the central heating of this house is out of order
دستگاه گرمایش این خانه خراب شده است.
● (مجازی - هرجای بسیارگرم) جهنم، جهنم دره
open the window, this bus is like a furnace!
پنجره را باز کن که این اتوبوس مثل جهنم است!
● (مجازی- هر کار طاقت فرسا) کار شاق، جان کنی، هفت خان رستم
تعریف انگلیسی
noun
- an enclosed chamber in which heat is produced to heat buildings, destroy refuse, smelt or refine ores, etc.