دیکشنری فارسی

furred

معنی فارسی

خزدار خزدوخته جرم دار باردار

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rd/adj.

● خز آذین، خزدار، دارای حاشیه‌ی خز (جامه و غیره)، خزین، خز پوش

● (جانور) خز دار، دارای موی نرم، کرک دار

● (زبان) باردار

● (ملبس به جامه‌ی خز) خز پوشیده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. covered with a dense coat of fine silky hairs “furred animals” “a furry teddy bear”

واژه‌های دیگر با معنی «خزدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن