fusing
UKfjuːziŋ
US'fju:zıŋ
معنی فارسی
فتيله سيم اتصالي برق سيم گذاشتن گداختن ترکيب کردن اميختن
فتيله سيم اتصالي برق سيم گذاشتن گداختن ترکيب کردن اميختن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن