tampon
US'tæmpɔn
معنی فارسی
فتيله فتيله گذاشتن در
معنی کامل و مثالها
/tam´pän´/n., vt.
● (تودهی پنبه و غیره که در سوراخ بدن یا زخم میگذارند تا خون و غیره را جذب کند) فتیله، تپانه، تپان، تامپون
● تپانه گذاشتن، تامپون گذاشتن
تعریف انگلیسی
verb
- plug of cotton or other absorbent material; inserted into wound or body cavity to absorb exuded fluids (especially blood)
- plug with a tampon “Somebody ----s something”