دیکشنری فارسی

tampon

US'tæmpɔn

معنی فارسی

فتيله فتيله گذاشتن در

معنی کامل و مثال‌ها

/tam´pän´/n., vt.

● (توده‌ی پنبه و غیره که در سوراخ بدن یا زخم می‌گذارند تا خون و غیره را جذب کند) فتیله، تپانه، تپان، تامپون

● تپانه گذاشتن، تامپون گذاشتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. plug of cotton or other absorbent material; inserted into wound or body cavity to absorb exuded fluids (especially blood)
  2. plug with a tampon “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «فتيله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن