game bird معنی فارسی شکار مرغ شکارکردني واژههای دیگر با معنی «شکار» prey شکار، نخچير، صيد chevy شکار، گريز، فرياد هنگام شکار hunting شکار، (بطور صفت) شکاري shikar شکار، شکار کردن gameless بي شکار، خالي ازشکار hunting-horn بوق شکار، شيپور شکار poacher شکار دزد hunt شکار کردن، صيد کردن، در شکار بکار بردن blood sport کشتن شکار shanking شکار کوسه