gang up معنی فارسی ملاقات کردن جمع شدن گرد هم امدن. واژههای دیگر با معنی «ملاقات کردن» meet ملاقات کردن، ديدار کردن، ديدني کردن visit ديدني کردن : ملاقات کردن، زيارت کردن، عيادت کردن redezvous محل تلاقي يکانها، رانده وو، محل ملاقات rendezvous وعده گاه، آمدن گاه، ميعاد