ganoidal معنی فارسی براق ، مينايي ، داراي فلس هاي براق واژههای دیگر با معنی «براق» ganoid براق، مينايي، داراي فلس هاي براق lustrous براق، جلادار، صيقلي ganoidean براق، مينايي، داراي فلس هاي براق glazy براق، صاف، زلال mirror finish براق، درخشان splendent براق، درخشان shinier براق، صيقلي shiniest براق، صيقلي shiny براق، صيقلي glazed brick آجر براق