splendent معنی فارسی براق درخشان معنی کامل و مثالها /splen´dǝnt/adj.● درخشان، براق، پرفروغ، نورانی واژههای دیگر با معنی «براق» ganoid براق، مينايي، داراي فلس هاي براق lustrous براق، جلادار، صيقلي ganoidal براق، مينايي، داراي فلس هاي براق ganoidean براق، مينايي، داراي فلس هاي براق glazy براق، صاف، زلال mirror finish براق، درخشان shinier براق، صيقلي shiniest براق، صيقلي shiny براق، صيقلي glazed brick آجر براق