gast USgæst معنی فارسی ترساندن وحشت جانور بدوناولاد. واژههای دیگر با معنی «ترساندن» horrified ترساندن، هول دادن، وحشت زده کردن horrify ترساندن، هول دادن، وحشت زده کردن scare ترساندن، چشم ترسيده کردن، هول دادن affright ترساندن، ترس، وحشت appal ترساندن، وحشت زده کردن، وحشت زده شدن frighten ترساندن، هراسانيدن، وحشت زده کردن appallingly ترساندن، وحشت زده کردن، رنگ از رو پراندن overawe ترساندن، تهديدکردن، دست پاچه کردن intimidate ترساندن، تشرزدن به، نهيب دادن به bullyrag ترساندن، تهديد کردن، دست انداختن.