دیکشنری فارسی

gastronome

معنی فارسی

صاحب سر رشته درخوراک ، خوراک شناس ،

خوب چيزخور

معنی کامل و مثال‌ها

/gas´trǝ nōm´/n.

خوراک شناس، آدم خوش خوراک، آدم خوش غذا (gastronomer و gastronomist هم می‌گویند)

مترادف‌ها

noun
(also gastronomer)
Epicure, high liver, gourmand, fine feeder, gourmet.

واژه‌های دیگر با معنی «صاحب سر رشته درخوراک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن