gaunter معنی فارسی لاغر پوست واستخوان شده زننده بدقيافه واژههای دیگر با معنی «لاغر» beetled لاغر، نزار، لخم lank لاغر، نزار، لندوک lean لاغر، نزار، لخم meager لاغر، نزار، کم meagre لاغر، نزار، کم gaunt لاغر، پوست واستخوان شده، زننده lathy لاغر، باريک، ترکه اي emaciated لاغر، گوشت رفته asthin as lath لاغر، ترکه اي marcid لاغر، خشکيده