gauze
UKgɔːz
USgɔz
معنی فارسی
گارس برنجک کريشه تور
معنی کامل و مثالها
/gôz/n.
● پارچهی توری، پارچهی فرانما، پارچهی شل بافت، تنزیب، نوار پانسمان، گارس، گاز
● توری سیمی بسیار ظریف
● مه خفیف
تعریف انگلیسی
noun
- (medicine) bleached cotton cloth of plain weave used for bandages and dressings
- a net of transparent fabric with a loose open weave