gauzily UKgɔːziliː معنی فارسی گارس برنجک کريشه تور واژههای دیگر با معنی «گارس» gauze گارس، برنجک، کريشه crape گارس ابريشمي سياه، کرپ، فردادن مو leno يکجور تور يا گارس که براي پوشش و آرايش کلاه، و پرده بکار ميرود gauziness نازکي، شباهت به گارس ياتنزيب، خاصيت گارسي