gelatinate معنی فارسی دلمه کردن (ياشدن) ، تبديل به ژلاتين کردن (ياشدن) واژههای دیگر با معنی «دلمه کردن (ياشدن)» curdle بستن، دلمه کردن ياشدن، منجمدکردن ياشدن