gelation معنی فارسی انجماد بسته شدگي سفت شدگي افسردگي واژههای دیگر با معنی «انجماد» solidus خط انجماد cryoscope انجماد سنج، انجماد نما condensation trail مسير انجماد، مجموعه وسايل انجماد (وسايل سردکننده) price freezing انجماد قيمت، تثبيت قيمت concretive مايه انجماد، سفت شونده congealing point نقطه انجماد crymetry انجماد سنجي freezing point نقطه انجماد setting point نقطه انجماد solidification point نقطه انجماد