دیکشنری فارسی

geography

UKdʒiɔgrəfiː USdʒı'ɔgrəfı

معنی فارسی

جغرافيا جغرافي شرح زمين ومردم

معنی کامل و مثال‌ها

/jē äg´rǝ fē/n., pl.

● جغرافی، جغرافیا، کتاب جغرافی، علم زمین نگاری، گیتاشناسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. study of the earth's surface; includes people's responses to topography and climate and soil and vegetation

واژه‌های دیگر با معنی «جغرافيا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن