دیکشنری فارسی

gerent

معنی فارسی

مدير حاکم اداره کننده حامل.

معنی کامل و مثال‌ها

/jir´ǝnt/n.

● (نادر) مدیر، فرماندار، حکمران، رئیس

واژه‌های دیگر با معنی «مدير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن