germinant
معنی فارسی
جوانه زننده رويا
معنی کامل و مثالها
/ju_r´mǝ nǝnt/adj.
● جوانهزن، رویان، زایا، زاینده، تندیدگر
جوانه زننده رويا
/ju_r´mǝ nǝnt/adj.
● جوانهزن، رویان، زایا، زاینده، تندیدگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن