دیکشنری فارسی

gesticulating

UKdʒestikjuleitiŋ

معنی فارسی

درسخن گفتن بادست وسراشاره کردن ،

با اشاره فهماندن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. making gestures while speaking “her gesticulating hands and arms made words almost unnecessary”

واژه‌های دیگر با معنی «درسخن گفتن بادست وسراشاره کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن