دیکشنری فارسی

gibber

معنی فارسی

تندوناشمرده سخن گفتن ،

دست وپاشکسته حرف زدن ، پچ پچ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/jib´ǝr/vi., vt., n.

● به سرعت و به طور نامفهوم صحبت کردن، ور زدن، زرزرکردن، جیغ و ویغ کردن

● زرزر، جیغ و ویغ، سخن نامفهوم

تعریف انگلیسی

verb
  1. unintelligible talking
  2. speak (about unimportant matters) rapidly and incessantly “Somebody ----s”
  3. chatter inarticulately; of monkeys “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تندوناشمرده سخن گفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن