دیکشنری فارسی

gingery

US'dʒındʒərı

معنی فارسی

زنجبيلي تند

معنی کامل و مثال‌ها

/jin´jǝr ē/adj.

● زنجبیل مانند، دارای مزه‌ی زنجبیل، زنجبیلی

● تند، ادویه دار، پرادویه

● چست و چالاک، سرزنده، سرحال، تند و تیز

● زنجبیلی رنگ، زرد مایل به قرمز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a taste like that of ginger
  2. (used especially of hair or fur) having a bright orange-brown color “a man with gingery hair and bright blue eyes” “a ginger kitten”

واژه‌های دیگر با معنی «زنجبيلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن