girdles
UKgəːdlz
معنی فارسی
کمربند ،
حلقه اي که ازگردبريدن پوست درخت پيداشود ،
احاطه کردن
کمربند ،
حلقه اي که ازگردبريدن پوست درخت پيداشود ،
احاطه کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن