دیکشنری فارسی

girlhood

UKgəːlhud

معنی فارسی

دختري زمان دختري

معنی کامل و مثال‌ها

/-hood´/n.

● دختر بودن، دوران دختری، دختری، دختران

تعریف انگلیسی

noun
  1. the childhood of a girl

واژه‌های دیگر با معنی «دختري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن