دیکشنری فارسی

glabrate

معنی فارسی

بيمو طاس کچل بيپشم بيکرک بدون پرز بيموشونده بيکرک شونده

معنی کامل و مثال‌ها

/gla´brāt´, -brit/adj.

● بی‌مو، طاس، کچل، بی‌پشم، بی‌کرک، بدون پرز

● بی‌موشونده، بی‌کرک شونده

واژه‌های دیگر با معنی «بيمو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن