دیکشنری فارسی

glazer

US'gleızə

معنی فارسی

لعاب لعاب شيشه مهره پرداخت شيشه انداختن براق کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who cuts flat glass to size

واژه‌های دیگر با معنی «لعاب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن