دیکشنری فارسی

glim

معنی فارسی

چراغ

معنی کامل و مثال‌ها

/glim/n.

● (خودمانی)

● چراغ، لامپا، شمع

● چشم

● نور کم، سوسو زنی

واژه‌های دیگر با معنی «چراغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن