glim معنی فارسی چراغ معنی کامل و مثالها /glim/n.● (خودمانی)● چراغ، لامپا، شمع● چشم● نور کم، سوسو زنی واژههای دیگر با معنی «چراغ» lampad چراغ، شمعدان lampers چراغ، شمعدان lamplighter چراغ چي، کسکيه چراغهاي خيابان را روشن ميکند gaslight چراغ گاز، روشنايي گاز، گاز سوز gas-light چراغ گاز، روشنايي گاز، گازسوز kerosene نفت چراغ، نفت لامپا، نفت سفيد electric bulb چراغ برق، لامپ الکتريکي lamppost تير چراغ، تير لامپا light bulb چراغ برق، لامپ برق. tail light چراغ پشت، چراغ عقب