gloriousness UKglɔːriəsnəs معنی فارسی جلال بزرگي شکوه واژههای دیگر با معنی «جلال» gloried جلال، بزرگي، عزت glories جلال، بزرگي، عزت glory جلال، بزرگي، عزت glorifies جلال دادن، تجليل کردن، تکريم کردن glorify جلال دادن، تجليل کردن، تکريم کردن glorifier جلال دهنده، تجليل کننده، حمدگوينده splendour شکوه، جلال، درخشندگي kudos نام، جلال (ازkydos واژه يوناني گرفته شده است) pomp شکوه، تجمل، جاه و جلال