دیکشنری فارسی

gluttonous

UKglʌtənəs US'glʌtənəs

معنی فارسی

پرخور شکم گنده شکم خواره بسيارخوار حريص

معنی کامل و مثال‌ها

/glut´'n ǝs/adj.

پرخور، شکم پرست، حریص

مترادف‌ها

adjective
See gluttonish

واژه‌های دیگر با معنی «پرخور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن