gnawed
UKnɔːd
USnɔd
معنی فارسی
خردخردجويدن مانندموش جويدن خاييدن ساييدن بردن تمام کردن
خردخردجويدن مانندموش جويدن خاييدن ساييدن بردن تمام کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن