gnomical معنی فارسی موجز لب مختصر کوتاه لب نويس کوته سخن واژههای دیگر با معنی «موجز» gnomic موجز، لب، مختصر succinct موجز، کوتاه، مختصر gnome سخن موجز، پند، گفته اخلافي enthymeme برهان موجز، قياس اضماري tersely بطور لب يا موجز aphoristic وابسته به موجز نويسي يا پند نويسي. terse لب، موجز، بي شاخ و برگ laconic کوتاه، موجز laconically کوتاه، موجز aphorism سخن کوتاه و لب، کلام موجز، کلمات قصار