دیکشنری فارسی

succinct

UKsəksiŋkt USsək'sıŋkt

معنی فارسی

موجز کوتاه مختصر مجمل لب

معنی کامل و مثال‌ها

/suk siŋkt´, sǝk-/adj.

موجز، روشن و کوتاه، واضح و مختصر

(قدیمی - جامه) تنگ

مترادف‌ها

adjective
Short, brief, concise, laconic, terse, compact, compendious, condensed, pithy, summary, curt.

واژه‌های دیگر با معنی «موجز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن