goglet معنی فارسی غلغلک کوزه معنی کامل و مثالها /gäg´lit/n.● کوزهی گردن دراز، سبو واژههای دیگر با معنی «غلغلک» titillation غلغلک gargalesthesis حس غلغلک tickle غلغلک دادن، راضي کردن، سرگرم کردن titillate غلغلک دادن titillatingly غلغلک دادن titillative غلغلک اور. cuittle گول زدن، ريشخند کردن، غلغلک دادن.