gorged
UKgɔːdʒd
معنی فارسی
غذاي ازگلوپايين رفته غذاي غورت داده بستگي مانع تپاندن
غذاي ازگلوپايين رفته غذاي غورت داده بستگي مانع تپاندن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن