gorgeous
UKgɔːdʒəs
US'gɔ:dʒəs
معنی فارسی
نمايش دار باجلوه مجلل باطنطنه ارايش شده
معنی کامل و مثالها
/gôr´jǝs/adj.
● عالی، پرجلال و جبروت، پرطنطنه، مجلل
the president's gorgeous palace
کاخ مجلل رئیس جمهور
● (عامیانه) زیبا، شگفت انگیز، دلپسند، قشنگ
today, I met a gorgeous woman
امروز زنی بسیار زیبا را ملاقات کردم.
● رنگارنگ، الوان
● براق، پرجلا، درخشان
مترادفها
adjective
Showy, splendid, shining, glittering, brilliant, dazzling, resplendent, magnificent, fine, rich, superb.