دیکشنری فارسی

gourd

UKgeəd USgɔ:d

معنی فارسی

کدو کدوي قلياني

معنی کامل و مثال‌ها

/gôrd, goord/adj., n.

● (گیاه‌شناسی)

● کدویان (تیره‌ی Cucurbitaceae و راسته‌ی Violales - شامل کدو سبز، خیار، کدوحلوایی و غیره)

● هر گیاه بالا رونده یا آویزگر از تیره‌ی کدو، کاله

● میوه‌ی غیر خوراکی برخی کدویان (به ویژه کدو قلیایی و کدو زرد Cucurbita pepo ovifera)

● پوست خشک کدو (که به عنوان ظرف آب و غیره به کار می‌رود، بطری کدویی، لیوان کدویی، مشک کدویی

the Greeks carried liquids in gourds

یونانیان مایعات را در پوست کدو حمل می‌کردند.

● (خودمانی) سر، کله

he is out of his gourd

کله‌اش خراب است.

● وابسته به کدویان، کدوئی

تعریف انگلیسی

noun
  1. bottle made from the dried shell of a bottle gourd
  2. any of numerous inedible fruits with hard rinds
  3. any vine of the family Cucurbitaceae that bears fruits with hard rinds

واژه‌های دیگر با معنی «کدو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن