squashiness UKskwɔʃiːnəs معنی فارسی کدو کدوي رشتي واژههای دیگر با معنی «کدو» gourd کدو، کدوي قلياني vegetable marrow کدو، کدوي مسمايي squash کدو، کدوي رشتي cucurbit کدو، انييق crookneck کدو taenia کرم کدو، کدودانه، کرم يکتا tapeworm کرم کدو، کرم يکتا، کدو دانه tapeworn کرم کدو، کرم يکتا، حب القرع. jointworm کرم کدو، کرم غله pumpkinseed تخمه کدو، خورشيد ماهي