دیکشنری فارسی

governableness

معنی فارسی

حکومت کردن در فرمانداري کردن در اداره کردن

واژه‌های دیگر با معنی «حکومت کردن در»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن